www.flickr.com

من از جنگ می ترسم

یکشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۳

این یادداشت را برای خیلی ها می‌نویسم، برای گردانندگان آن شبکه‌های مزخرف لوس‌‌آنجلسی که همیشه به هیچ می‌گرفتمشان و امروز انگار سرنوشتمان به دستشان افتاده است. برای همه‌ی مخاطبان مرفه و متوسط آن شبکه‌ها که حرف‌های آنها را باور می‌کنند. برا ی آنهایی که آن شبکه ها را به هیچ می‌گیرند اما تحلیل خودشان را برای توجیه جنگ دارند. برای دوستان نوجوان و جوانی که آزادی را به امنیت ترجیح می‌دهند، و عراق و افغانستان را برای آزادی مثال می زنند.برای همه‌ی دوستانی که با جنگ مخالفند، اما می خواهند باز هم بخوانند و باز هم بنویسند. برای همه‌ی حاکمان ایران و برای هر کسی که برای جان من و هموطنانم تصمیم می‌گیرد. می‌خواهم به همه‌ی آنها بگویم که من از جنگ می ترسم.

1- من هم سن انقلاب هستم. هر خاطره‌ای که می توانم به یاد بیاورم با بمب و موشک همراه است. آن موقع باور کرده بودم که جنگ جزئی از زندگی است، آخر من و هم نسلانم با جنگ بزرگ شدیم و به مدرسه رفتیم. نمی‌خواهم بچه‌های امروز به هیچ قیمتی امنیتشان به خطر بیفتد. نمی‌دانم بچه دبیرستانی‌های امروز که از حکومت متنفرند و به هر قیمتی می خواهند از شرش خلاص شوندچه چیزی از جنگ می‌دانند، نمی‌دانم از این ترس هر روزه که شاید بمب این بار روی خانه‌ی ما فرود آید چه درکی دارند. تازه ما که هر کدام برای خود یک سوراخ موش گیر آورده بودیم و به خارج شهر رفته بودیم. ما که از جنگ تنها ترس و وحشتش را دیدیم. نه خودمان آسیب دیدیم و نه عزیزی را از دست دادیم.

2- نمی‌دانم آنهایی که فکر می‌کنند راه حل قضیه آمریکا است چگونه فکر می‌کنند. یعنی واقعا فکر می‌کنند آقای آمریکا می‌آید روبروی‌مان می‌ایستد و ما هم می‌گوییم بفرمایید، این هم مملکت تقدیم شما، برایمان درستش کنید؟ آیا واقعا نمی‌دانند که این یک معادله‌ی خطی تک مجهولی نیست که به همین سادگی باشد؟ آیا آنها حاکمان ما را نمی‌شناسند که مدتها منتظر چنین فرصتی برای تحقق شعار مرگ بر آمریکا بوده‌اند؟ فکر نمی‌کنند خیلی‌ها برای دین، خاک، استقلال و ... دفاع خواهند کرد؟ آیا به آن مرزنشین فکر کرده اند؟ او فقط می‌خواهد از خانه اش، خانواده اش، شهرش دفاع کند و هر کدام جای او بودیم همان کار را می کردیم. آیا به آن کسانی فکر کرده‌اند که مثل ما پایتخت نشینان دغدغه ی آزادی ندارند و تنها یک روز بیدار می‌شوند و می بینند به مملکت حمله شده و مثل همان سال ها برای دفاع بسیج می شوند؟

3- من هم اصلا مشکل خاک و دین و غیرت و شرف و این چیزها را ندارم، تنها نگران جان خودم، خانواده‌ام ، دوستانم، هموطنانم و آن مرزنشینان مظلومی هستم که 8 سال سپر بلای ما شدند و امروز هم تاوان هوس آزادی ما را آنها باید پس دهند.

4- - نمی‌دانم آن هموطنان لوس آنجلس نشین و مخاطبانشان که برای سخنرانی بوش و برای آزادی ایران هورا می‌کشند چه فکر می کنند. آنها سال هاست که از ایران دورند، آن ایرانی که آنها می خواهند آزادش کنند دیگر آن ایرانی نیست که ترکش کرده‌اند. به فرض هم که باشد، آیا جان این ایرانیان برایشان اهمیت دارد؟ من که آنها را آن سوی جبهه‌ی جنگی می‌بینم که برایمان خواب دیده‌اند.

5- کاش همه متوجه باشند که آن چه بر سرش دعوا می‌کنند جان مردم است، نه صفات جنگ طلب و صلح طلب و هزاران صفت دیگر که این روز ها به هم می‌دهیم. اگر من این چیزها را نوشتم نه به این دلیل است که صلح طلب هستم یا هر صفت شیک و قشنگ دیگری که ممکن است به این حرف ها نسبت داده شود، و نه می‌خواهم بگویم هر که این طور فکر نکند جنگ طلب است. من فقط این ها را نوشتم ، چون از جنگ وحشت دارم. حالا هرکس باید خودش تصمیم بگیرد، و موضعش را مشخص کند. کاش همه‌ی این ها فقط کابوسی باشد که سال ها ست بدترین کابوس زندگی‌ام است، خواب جنگ.

حرف های دوستان دیگر از جنگ : حامد قدوسی، علی معظمی، سیبستان، بهمن، کورش علیانی. لینک های دیگر را از طریق همین دوستان پی بگیرید.

اما يک نکته راجع به نامه ی کوروش عليانی. حتما به اين جمله که در نامه اش آورده توجه کنيد: «اين نامه يا نامه ای را که خودتان با ديدگاه های خودتان می نويسيد برای دوستانتان( و نه هر کسی که از کنارتان رد شده است) بفرستيد و از آنها بخواهيد که به اين حرکت بپيوندند.»

اگر اين نامه ها را همين طوربه تمام آدرس بوک خود بفرستيد و فقط به انتشار بيشتر آن فکر کنيد، خيلی ها را از دست می دهيد. خيلی ها مثل خود من از جوزدگی بدشان می آيد و در اين صورت اصلا به اين نامه ها اهميت نمی دهند و هيچ طوماری را امضا نمی کنند. درست مثل قضيه ی خليج فارس که خود من نامه اش را امضا نکردم و خوب دلايل خودم را داشتم. اما اين نامه های اسپم وار دوستان هم ( دوست با تعريف ارکات) بی تاثير نبود. جان هر که دوست داريد مردم را عاصی نکنيد،‌ بگذاريد خودشان تصميم بگيرند.

پی نوشت: منتشر شده در وبلاگ قدیمی، ۱۱ بهمن ۱۳۸۳


Powered by: Blogger
Based on Qwilm! theme.