داستان راه فرار است
چهارشنبه، تیر ۱۵، ۱۳۹۰

موضوع : جونور, در حوالی علم, گور بابای علم, محیط زیست, همین جوری دور هم | 1 نظر »
دست زدن برای پلیس
جمعه، خرداد ۲۰، ۱۳۹۰
موضوع : دانشگاه, در حوالی علم, سیاست | 0 نظر »
داروی هومیوپاتی؟ هیچی اون تو نیست
شنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۸۸
ساعت ۱۰:۲۳ امروز به وقت بریتانیا، حدود ۳۰۰ منتقد هومیوپاتی قرار است اوردوز دست جمعی کنند! پی نوشت: برای پیگیری سرانجام این منتقدها صفحهٔ تویتر کمپین ۱۰،۲۳ را دنبال کنید. کسی چه میداند شاید هم واقعا بلایی سرشان بیاید!
آنها در قالب کمپین ۱۰،۲۳ میخواهند همهٔ دارویی را که برای یک دوره کامل چند ماهه درمان هومیوپاتی تجویز میشود یک جا بخورند. داروی هومیوپاتی از مواد گیاهی و معدنی تهیه میشود که با آن محلولی بسیار رقیق میسازند. این محلول را به دفعات متوالی در آب حل میکنند تا رقیق و رقیق تر شود. طبقه ادعای هومیوپاتها هر چه دارو رقیق تر شود خاصیت دارویی آن بیشتر خواهد شد.
اما ادعای منتقدان هومیوپاتی آن است که در این دارو عملا هیچ چیزی جز آب وجود ندارد. برای همین اسم این حرکت را هم ۱۰،۲۳ گذشته اند. با این ایده که در یک مول از محلول مورد نظر( که شامل ۱۰ به توان ۲۳ مولکول از آن است) عملا حتا یک مولکول از مادهٔ دارویی هم وجود ندارد. بنابرین با خوردن همهٔ دارو هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
هدف این کمپین بالا بردن سطح آگاهی عمومی در مورد واقعیت هومیوپاتی است، که در حال حاضر با وجود بی پایه بودنش از لحاظ علمی به عنوان یکی از پزشکیهای جایگزین پذیرفته شده است. تا آنجا که تنها در سال گذشته در نظام بهداشت ملی بریتانیا ۴ میلیون پوند خرج هومیوپاتی شده است. با این پول میشد ۲۰۰ پرستار استخدام کرد. حتا شرکت دارو سازی بوتس هم گفته است با اینکه به هومیوپاتی اعتقاد ندارد به این دلیل که مشتری وجود دارد این داروها را تولید میکند. کمپین ۱۰،۲۳ که اعتراض به این موارد را در لیست فعالیتهای خود قرار داده است، با حرکت نمادین امروز میخواهد توجه افکار عمومی را به بی پایه بودن هومیوپاتی جلب کند.
موضوع : در حوالی علم | 2 نظر »
علم دروغین؛ یک آزمایش و توهم هسته ای
پنجشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۸
موضوع : در حوالی علم, رسانه | 10 نظر »
من یک تقلیل گرای بدبختم
سهشنبه، مهر ۲۱، ۱۳۸۸

موضوع : در حوالی علم, فلسفه | 3 نظر »
داروین در مقابل اینشتین
یکشنبه، مهر ۱۹، ۱۳۸۸
موضوع : در حوالی علم, نقل قول, Evolution | 0 نظر »
وقتی ادبیات به علم میرسد
چهارشنبه، شهریور ۲۵، ۱۳۸۸
1- معمولا وقتی سر و کلهی علم یا موضوعی تخصصی در ادبیات پیدا میشود، حساسیت برانگیز است. البته اعتراف میکنم حساسیت شخصی خیلی بالایی به این ماجرا دارم، به خصوص اگر ترجمه باشد. نمونه اش نمایشنامه "کپنهاگ" نوشته مایکل فرین، داستان ملاقات معروف هایزنبرگ و بور در سال 1941 در کپنهاگ و در خانه بور است. طبیعتا برای نوشتن نمایشنامهای در مورد ملاقات دو فیزیکدان بزرگ قرن بیستم و از بنیانگذاران فیزیک کوانتومی، به این نظریه و اصطلاحات و واژههای فیزیکی نیز اشاره میشود. این کتاب از اشاره فراتر میرود و وارد بخش علمی ماجرا هم می شود. ملاقات بور و هایزنبرگ از بحثبرانگیزترین موضوعات تاریخ علم در قرن بیستم است. اهمیتش به خاطر آن است که در بحبوحهی جنگ جهانی دوم، این دو فیزیکدان آلمانی و دانمارکی در مورد بمب اتمی صحبت کردهاند. اما هیچ کس نمیداند هایزنبرگ دقیقا با چه هدفی به کپنهاگ رفته است و ابهامها به این دلیل باقی مانده است که هر کدام بعدها روایت متفاوتی از آن جلسه تعریف کردهاند.
2- اولین بار ماجرا را وقتی دبیرستانی بودم در کتاب جزء و کل هایزنبرگ خواندم و طبیعتا به روایت هایزنبرگ اعتماد کردم. بعدها که مشکوک بودن ماجرا را در مقالهها خواندم آنقدر هیجانزده شدم که باعث شد وقتی موضوع یکی از ویژهنامههای شرق انرژی هستهای بود، مقالهای در مورد این ماجرا بنویسم. * همان موقع فهمیدم نمایشنامهای هم با نام کپنهاگ نوشته شده و خیلی دوست داشتم ترجمه شود. نمی دانم چرا همان موقع اصل کتاب را نخواندم، شاید پیدا کردنش سخت بود؛ اما دلیل اصلی باید تنبلی انگلیسی خواندن بوده باشد.
3- خواندن ترجمه کپنهاگ** کاملا مایوس کننده بود. به خاطر همان واژههای تخصصی فیزیک که ناشیانه ترجمه شده است. در واقع برای خوانندهای مثل من که با معادلهای رایج واژهها در جامعه دانشگاهی و کتابهای تخصصی فیزیک آشناست، خواندن ترجمه آزاردهنده است. مشکل بر سر نادرست بودن معادلها نیست؛ اشکال آن است که مترجم به جای استفاده از معادل های رایج در جامعه فیزیک، خودش معادل سازی کرده است. البته مترجم خیلی تلاش کردهاست با زیرنویس فیزیکدانهایی را که در داستان ظاهر میشوند معرفی کند، اما حتی در اینجا هم مثلا واژه Black Hole را بدون ترجمه باقی میگذارد؛ واژهای که با یک جستجوی اینترنتی ساده معادل رایج سیاهچاله به راحتی برایش پیدا میشود. با این وضعیت انتظار اینکه مترجم قبل از انتشار کتاب را برای اطمینان از ترجمه درست اصطلاخات فیزیکی به یک فیزیکدان یا فیزیکپیشه بدهد، شاید انتظار زیادی باشد.
موضوع : در حوالی علم, کتاب | 6 نظر »
بدفهمیهای داروینیسم
دوشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۸۸
1- [...] و سعی کردم موضوع را عوض کنم. بحث علم شد و داروین، با خوشحالی از این موضوع استقبال کردم اما [...].
2- این بحث باعث شد بفهمم چه تصورات عجیب و غریبی از این موضوع وجود دارد. یکی از مشکلات مردم با Evolution اشتباه گرفتن آن با مفهوم پیشرفت است. بعد از داروین زیستشناسهای زیادی آن را با رویکرد پیشرفتگرایانه تفسیر کردند، به این معنی که همه چیز در این فرآیند رو به پیشرفت و بهتر شدن دارد. برای همین است که بحث خلقتگرایی در مقابل Evolution انسان اهمیت پیدا میکند، در واقع مسئله به سادگی رویارویی این دو دیدگاه نیست. حتی کسانی که خود را دیندار نمیدانند و به خلقت اعتقادی ندارند نمیتوانند قبول کنند انسان در طول میلیونها سال از مثلا میمون به شکل فعلی رسیده است.
پینوشت: بدفهمیهای دیگر را در کامنتهای این صفحه در بیبیسی ببینید.
موضوع : در حوالی علم, Evolution | 9 نظر »
داروین پارتی
پنجشنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۸۷
2- - چارلز داروین بیش از آنچه آبراهام لینکلن- که تصادفا تولدشان در یک روز است- در ساختن ایده آزادی سهیم بوده، مبدع ایده تکامل نبوده است. آنچه داروین در کتاب منشا انواع فراهم کرده ، پایههای یک نظریه قدرتمند برای این است که چگونه تکامل میتواند از طریق عوامل "کاملا طبیعی" رخ دهد. همین نکته به دانشمندان آزادی داد تا پیچیدگی درخشان حیات را جستجو کنند، به جای اینکه آن را به عنوان یک راز بپذیرند. ایده تکامل در زمان داروین پذیرفته شد اما "عامل" آن که انتخاب طبیعی بود تا نیمه قرن بیستم و آمیختناش با پیشرفتهای ژنتیک مورد مناقشه بود_ و هنوز هم هست. به خاطر همین پیشرفتها داروین قطعا هیجان زده میشد اگر میفهمید چه چیزهایی نمیدانسته و اینکه ما هنوز چقدر باید یاد بگیریم. (منبع: National Geography)3- می گویند قرن بیست و یکم قرن علوم زیستی است. اما عجالتا سال 2009 را دریابیم که سال داروین است. اگر با این موضوع حال میکنید به مجلهها، سایتها و حتی تلویزیونهایی سر بزنید که به این مناسبت مقالهها و برنامههای ویژه دارند. آنهایی را خبر داشتم اینجا لینک می دهم:
Scientific American در شماره ژانویهاش ویژهنامه تکامل داشت.
National Geography شماره این ماهاش ویژه داروین است، در ضمن در شماره دسامبر 2008 هم یک مقاله درباره والاس داشت- کسی که به روایت تاریخ علم ایده تکامل را مشاهدههای او به داروین داده است.
NewScientist کتاب های خوبی را معرفی کرده است.
Nature و Science و DiscoverMagazine در وبسایت هایشان صفحه ویژه داروین دارند که در طول سال به روز می شود.
گاردین هم در بخش علمی وبسایت اش یک بخش داورین دارد.
اکونومیست در یک ماه اخیر گاه گداری مقالههای جالبی دراین باره منتشر کرده است، باور مردم کشورهای مختلف درباره نظریه تکامل، یکی از این مقاله هاست. تجارت ناتمام هم مقاله های جالبی است.
صفحه ویژه BBC هم با عنوان داروین همه برنامه های تلویزیونی و رادیویی این شبکه را معرفی کرده است.
پی نوشت: فعلا حال همین ها را ببرید تا در روزهای آینده چیزهای جدیدی را که پیدا می کنم به لیست اضافه کنم. اگر لینک جالبی سراغ دارید خبر دهید.
موضوع : تاریخ, در حوالی علم, Evolution | 5 نظر »
یاوه های روشنفکری
دوشنبه، اردیبهشت ۰۲، ۱۳۸۷
آلن سوکال در سال 1996 مقاله ای با عنوان " تجاوز از مرزها: به سوی تاویلی متحول کننده از گرانش کوانتومی" برای مجله Social Text فرستاد. آنها ذوق زده و با کمال میل مقاله را چاپ کردند. شاید پیش خودشان فکر کرده اند، ایول یک فیزیکدان این مقاله را نوشته و چاپش تاییدی است بر استفاده ی روشنفکران از مفاهیم علمی. اما آن مقاله سراسر چرند و بی معنی بود. سوکال مقاله ی دیگری برای شماره ی بعد نوشت و توضیح داد عمدا آن چرندیات را سرهم کرده تا به ویراستاران و داوران مجله نشان دهد چه راحت چیزهایی را که نمی فهمند منتشر می کنند. آنها اما این توضیح را چاپ نکردند و سوکال آن را برای مجله ی دیگری فرستاد که با چاپش جریان سوکال معروف شد.
بعدها سوکال به همکاری بریسمون کتابی نوشتند با نام "یاوه های روشنفکری" (ترجمه شده با عنوان چرندیات پست مدرن) که در آن نمونه هایی از سوء استفاده روشنفکرانِ پست مدرن از علم را جمع آوری کرده اند. نقل قول لاکان که در پست قبلی آورده ام یکی از نمونه های این سوء استفاده هاست. اگر مقاله های این جماعت را بخوانید شاید حتی بگویید مقاله ی چرندِ سوکال از این حرفها با معنی تر بوده است!
موضوع : در حوالی علم, فلسفه, کتاب | 8 نظر »
از فکر تا عمل
سهشنبه، دی ۲۶، ۱۳۸۵
چند وقت پیش نمونه ای از این پزشکیهای آلترناتیو در رادیو شنیدم و انگیزهای شد برای یک سری افکار پراکنده. مهمترینش این بود که به ما چه، بگذاریم مردم هرکاری خواستند بکنند. اصلا به ما چه که این همه سنگ علم را به سینه میزنیم. علم هم خودش یک مکتب است، اگر زیادی به آن بها دهیم دچار علمگرایی شدهایم که خودش یک جزماندیشی بسیار خطرناک است. دیدم انگار خیلی آنارشیست شدهام و کم کم دارم پیرو مکتب فایرآبند میشوم! اما از شوخی گذشته فکر کردم دیگر مثل قبل رگ گردنی نمیشوم وقتی نمونههای شبهعلم را دور و برم ببینم. بالاخره هرکسی حق دارد حرف بزند.
اما اشتباه میکردم، یعنی در مورد خودم اشتباه میکردم. هفته پیش که یکی از همکلاسیهای کلاس زبانم از دانشمندی گفت که کشف کرده آب کلمات را میفهمد، به این نتیجه رسیدم. اینکه فاصله فکر تا عمل خیلی زیاد است و پیمودنش به این سادگیها نیست. آن روز به شدت رفتم توی شکم آن بنده خدا، که این حرف علمی نیست و ... کلی هم غیرتی شده بودم.
حالا هرچقدر هم بگویم شبه عم به من چه ربطی دارد، خودم هم باور نمیکنم چه رسد به دیگران. به من چه که دینبلی میگوید عدد پی 3.15 است، به من چه که انرژی درمانی از اصطلاح تخصصی انرژی در فیزیک سوء استفاده میکند، به من چه که هومیوپاتی همان آبدرمانی است! برای همین است که هنوز هم کارهایی شبیه این به من پیشنهاد میشود، که بیا چیزی در مورد شبهعلم برایمان بنویس.
موضوع : از وبلاگ قدیمی, در حوالی علم, فلسفه | 0 نظر »
فلسفه رياضی
شنبه، اسفند ۱۳، ۱۳۸۴
۶ و ۷ اسفند سمینار فلسفه ریاضی در انجمن حکمت و فلسفه برگزار شد. در کل سخنرانیهایش خوب بود. کل ماجرا زحمتهای بهرام اسدیان دبیر اجرایی سمینار بود. یکی از جالبترین هایش برای من سخنرانی دکتر علوینیا در مورد فرمالیسم ریاضی مکانیک کوانتومی بود. اولین نکته جالب لحن و لهجه حرف زدن علوینیا بود که با آن سبیل نیچهای فرم سخنرانی را جذاب کرده بود. نکته جالب دیگر این بود که علوینیا بر خلاف گلشنی که عملا تنها متولی فلسفه مکانیک کوانتومی در ایران است و به شدت مخالف با تعبیر کپنهاگی، طرفدار تعبیر کپنهاگی و منتقد اینشتین بود. علوینیا که فلسفه علم و فلسفه تحلیلی خوانده، درست مثل دانشمندان پوزیتیویست و فیزیکالیست بود. همین برای من جذابیت داشت.
یک سخنرانی خوب دیگر که برای من تازگی نداشت اما دیگران به شدت با آن حال کردند، سخنرانی دکتر ارفعی در مورد ریاضیات نظریه ریسمان بود. ارفعی معلم و سخنران بسیار خوبی است و از آنهایی است که تصور خوبی از یک فیزیکدان در بین مردم ایجاد میکند. سخنرانی اش را اینطور شروع کرد:"ما فیزیکدانها به شدت آدمهای بی اخلاقی هستیم. دستکاریهایی در فرمالیسم ریاضی میکنیم که مو بر تن هر ریاضیدانی سیخ میشود، اما ما برای اهداف مان مجبوریم این کارها را بکنیم. اما وقتی امروز فهمیدم خود ریاضیدانها سر مفهوم عدد با هم اختلاف دارند، کمی خیالم راحت شد."
منتشر شده در وبلاگ قدیمی، 13 اسفند 84
موضوع : از وبلاگ قدیمی, در حوالی علم, فلسفه | 0 نظر »
فحش به پزشکی
چهارشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۱
موضوع : از وبلاگ قدیمی, خودم, در حوالی علم, کتاب, همین جوری دور هم | 0 نظر »
